صفى الدين محمد طارمى
377
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
پس اين همّت صافى مىگرداند صاحبش را از كدورت اين تعلّقات و فتور و كسل . پس به درستى كه سستى « 1 » و توانى در طلب عين كدورت است ، از براى بقاى صاحب او با غير ، و حجابى كه او عين كدورت است . و الدرجة الثانية : همّة تورث أنفة من المبالات بالعلل ، و النزول على العمل ، و الثقة بالأمل . يعنى : همّتى است عالى كه مورث است صاحبش را انفت - يعنى استنكاف - از آنكه مبالات كند به علل ؛ و او نظر كردن است به سوى نفس و منافع و فوائد او از ثمرات اعمال ، مثل ثواب جنّت و نجات از عقاب يا كرامت و جاه يا مقامات و فضائل و كرامات ، و فىالجمله هرچه سواى حقّتعالى است . پس به درستى كه اينها علل است ، سزاوار است از براى او آنكه تنزّل كند از آن در طلب حقّ ، و طلب نكند مگر وجه او را ؛ و بايد كه ننگ و عار داشته باشد از هر چيزى كه موسوم باشد به اسم سوى و امكان . و بايد كه ننگ و عار داشته باشد « از نزول نمودن بر عمل » به آنكه اعتداد كند به عملش ، و آنكه بوده باشد از براى عمل نزد او قدرى و وزنى ، يا حاصل شود به او استحقاقى كه واجب شود به سبب او آنكه تقرّب كند او را حقّ يا نسبت كند به سوى او تأثيرى يا اعتبارى با اجتهاد او در آن عمل به حكم حقّ . و بايد كه ننگ و عار داشته باشد از « ثقهء به امل » . پس به درستى كه امل موجب فتور و كسل است ؛ و صاحب اين همّت مجدّ و ساعى و سريع است در سير ، وثوق ندارد به امل ، چنان كه اعتبار نمىكند به عمل و ثقيل نمىآيد او را عمل .
--> ( 1 ) . اصل : - پس به درستى كه سستى .